به عنوان نمونه
بقاء همين انقلاب اسلامي هم از بركات سنّت اربعين است. در شب پانزده خرداد سال 42 وقتي امام خميني را دستگير كرده و به زندان بردند، فرداي آن روز مردم به خيابانها آمدند و ترسي فرياد اعتراضشان بلند شد. «فردوست» در خاطراتش مينويسد: «در آن روز آنقدر آدم آمده بود و آنقدر ما اينها را كشتيم كه خودمان ترسيديم». تاريخ ميگويد اينها مسلسلها را در صحن حضرت معصومه(سلام الله) گذاشتند و بسياري از مردم را كشتند. شاه حساب كرده بود وقتي امام را تبعيد كرد، و مردم وفادار به امام را هم كشت، ديگر بقيّه اين ملّت براي هميشه وفاداري خود را نسبت به امام و انقلاب پس ميگيرند و لذا آنچه بايد بكند كرد. اما امام را بعد از چهل روز آزاد كردند و به روستايي در حاشية شهر به نام داوديّه بردند كه در واقع ايشان را به آنجا تبعيد كنند. مورّخين ميگويند مردم آنقدر به ديدار امام رفتند كه جادّة داوديّه پر از ماشين شده بود(2). اين چه سنّتي و چه دل و شعوري است كه بعد از اين همه كشته دادن، به ديدار امام ميرود. حضور حماسي مردم همة حيلهها را خنثي كرد. بعد امام را به قيطريه آوردند و از آنجا هم به قم بردند. اگر به نهضت كربلا و نهضت امام نگاه دقيق و عميقي بكنيد شباهتهاي بسياري بين اين دو نهضت ميبينيد. يعني با همان فرهنگ و حكمت حسيني، نهضت اسلامي شكل گرفته است.
سيزدهم محرم بود كه خبر شهادت امامحسين(عليه السلام) به مدينه رسيد، امويان تمام خانههاي بنيهاشم را در مدينه خراب كردند. يعني ديگر بنيهاشم بايد از صحنه تاريخ پاك شود. «جابربن عبدالله انصاري» به همراه «عطيّه» بدون آنكه مرعوب جوّ پليسي نظام يزيدي شوند، به سوي كربلا حركت ميكنند تا ثابت كنند كه روح ايماني و وفاداري به امامحسين(عليه السلام) جوّ پليسي را به چيزي نميگيرد و شامل مرور زمان نميشود، چيزي كه يزيديان نميفهميدند.
وفاداري به امام و دين،روشنفكري هم برنميدارد، هميشه بايد حق براي قلب مؤمن حيّ و حاضر باشد. اين است كه جابر، سنّت اربعين را به توصيه معصوم، پايهگذاري كرد و براي هميشه فرهنگ كربلا با سنّت اربعين جهان را تغذيه خواهد كرد، و عهد حسيني بر خلاف جوّ پليسي و رعب ، جاي خود را باز ميكند و راه خود را ادامه ميدهد.
دشمنان اين همه تلاش كردند تا همين وفاداري به امام از بين برود، وگرنه كشتن امام بهوسيله آن همه لشكر كه عمرسعد جمع كرده بود، هنر نيست. آنها ميخواستند اين وفاداري كه جابر و امثال او نشان دادند براي هميشه نابود شود، وفاداري عاشقانهاي كه كربلاييان را سمبل دين ميكند.
در واقع عهد حسيني با اربعين حفظ شد و امروز هم من و شما سنّت اربعين را تكرار ميكنيم، يعني اي حسين، شما هميشه حق هستيد و ما بنا داريم ارتباطمان را با حق يگانه كنيم و وفاداري به حق را هيچگاه از دست ندهيم، و مرور زمان و تبليغات يزيدي نميتواند ارتباط ما را با شما قطع كند.
هر سال اربعين گرفتن آن گونه كه امام صادق(عليه السلام) در زيارت اربعين به ما آموختند و با حسين(عليه السلام) حرف زدن، چيزي گرانقدر و ارتباط بزرگي است.
ادامه دارد..
ياعلي.
(1)- امام عسگري(عليه السلام) ميفرمايند: علامت مؤمن پنج چيز است؛ پنجاه ويك ركعت نمازگزاردن در هر شب و روز و زيارت اربعين، انگشتر به دست كردن و جبين را در سجده به خاك گذاشتن، بسماللهالرحمنالرحيم را بلند گفتن،«مفاتيحالجنان».
(2) - «تحليلي از نهضت امام خميني(رحمةاللهعليه) »، سيد حميد روحاني.





پاسخ با نقل قول
