ولی در همین داستان عبدالله به دنبال حقیقت است، ربیع به دنبال حقیقت است و به همین دلیل است كه در سیری كه اینها به دنبال حقیقت هستند، ممكن است دچار اشتباه هم بشوند. برای اینكه آنها معیارها و ملاكهایی را كه برای یافتن حق باید در اختیار داشته باشند، در اختیار ندارند. از سوی دیگر آن كسی كه واقعاً به دنبال حقیقت است، بالأخره آن را پیدا میكند ولو اینكه معیارهای حق را در اختیار نداشته باشد. خداوند میگوید شما راه را برو و من هدایت میكنم.
اتفاقاً یكی از منابعی كه برای تألیف این كتاب استفاده كردم، سخنرانی آقا بود دربارهی عوام و خواص. این بحث عوام و خواص بحث مهمی است. واقعاً این خواص جامعه هستند كه باید پاسخگوی جامعه باشند. این درست است كه همهی افراد مسئول هستند، اما خواص هستند كه بر عوام اثر میگذارند و نگاه و سلیقهی عوام را میتوانند تغییر دهند. بنابراین مسئولیتشان سنگینتر است. به نظر من بحث ما در همین رمان و اساساً در واقعهی عاشورا بحث خواص است. جامعهی كوفه با خواص به اینجا كشیده شد. حالا اگر آقا فرمودند كه اگر فتنهی اخیر را میخواهید بشناسید، این كتاب را بخوانید. این كتاب را كه من سال ۱۳۸۸ یا سال ۱۳۸۹ ننوشتم، سال ۱۳۸۰ نوشتم. این نشان میدهد كه واقعهی كوفه و واقعهی كربلا در طول تاریخ استمرار دارد. یعنی در دورهی مشروطیت وجود داشته، در دورهی بعد از مشروطیت استمرار داشته، حتی در دورهی صفویه و در دورههای مختلف تاریخ اجتماعی-سیاسی ما میبینیم كه تكرار میشود.






پاسخ با نقل قول
