
- درخواست بیپروای یک دانشجو از امام خامنه ای
-
یکی از نکات جالب دیدار دانشجویان و دانش آموزان، انواع ابتکارهایی است که به خرج دادهاند. شعار نوشتن کف دست رایجترین کار است. یکی آنقدر حرف داشته که کف دستش جا کم آورده و بقیهاش را روی ساق دست تا آرنج نوشته است! دو نفر با همکاری هم عکس آقا را داخل یک قلب گذاشته اند: یکی عکس را گرفته و دیگری با انگشتان دو دستش دور آن قلب ساخته است. سربندها هم سوژه خوبی برای بازی درآوردن بچهها شده است. تعدادی هم روی کاغذهای ساده چیزهایی نوشتهاند. یکی نوشته است: «رهبر عزیزم، من ناشنوا هستم، دوست دارم شما را از نزدیک زیارت و درد دل کنم!»
*
پرده پشت جایگاه تکان میخورد و همین کافی است تا بچهها مثل فشفشه از جا بلند شوند و هجوم ببرند جلو. آقا که وارد میشوند صدای کرکننده فریاد است که بلند میشود. من که بالای سکو ایستادهام، گوشم سوت میکشد و مو روی صورت سیخ! جلوی جایگاه شده است دریای آدم و جمعیت موج بر میدارد و جلو عقب میرود. ناگهان وسط جمعیت یک چاله درست میشود. یک نفر حالش بد شده است. چند نفر با سختي جلوی فشار جمعیت را میگیرند تا روی آن بنده خدا نیفتند. بعد از چند لحظه طرف بلند میشود و بهرغم اصرار بقیه حاضر نیست کنار برود! دوباره نایلون کفشش را بالا میگیرد و با دست دیگر بنا میکند به شعار دادن: نسل علی اکبریم/ فدائیان رهبریم...
-
3 کاربر پست محمد حسین عزیز را پسندیده اند .
پرواز (10-16-2012), امیرحسین (10-17-2012), حسین زاده (10-16-2012)
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن