سلمان منا اهل بيت:
شايد اين روايت اخير دور از حقيقت نباشد چرا كه عمر بن خطاب علنا عرب را بر عجمبرترى مى داد و در زمان خلافتش سياست او در همين جهت بود و قصه سرباز زدنش از دادنبه سلمان بزودى مى آيد و - ان شاء الله تعالى - در فصلىمستقل به گوشه هايى از سياستهاى او در مقابل غير عرب اشاره خواهيم كرد...و بدينلحاظ، ما اين روايت را دور از حقيقت مى دانيم كه مى گويد: سبب اين كه رسول الله - صلى الله عليه و آله - كلام معروف خود
((سلمان منااهل البيت ))را فرمود اين بوده كه به هنگامى كه مسلمانان مشغول حفر خندق بودند و پيامبر اكرم هر ده نفر را ماءمور حفرچهل ذراع كرده بود، چون سلمان در كار قوى بود مهاجران و انصار هر يك احتجاج كرده :
مهاجران گفتند: سلمان از ماست .
و انصار گفتند: سلمان از ماست .
رسول الله - صلى الله عليه و آله - فرمود:
((سلمان از مااهل بيت است )).
و نيز اين روايت را بعيد از حقيقت مى دانيم كه مى گويد: موقع حفر خندق مسلمانها شعر مىخواندند جز سلمان . پيامبر - صلى الله عليه و آله - كه چنين ديد از خدا خواست كه زبان سلمان را اگر چه به گفتن دو بيت شعر بگشايد. پس آنگاه سلمان سه بيت شعر انشاءكرد:

مالى لسان فاقول شعرا
اسال ربى قوة و نصرا
على عدوى و عدو الطهرا
محمدا المختار حاز الفخرا
حتى انال فى الجنان قصرا
مع كل حوراء تحاكى بدرا
پس مسلمانان به هيجان آمدند و هر قبيله اى گفت : ((سلمان از ما خانواده است )).آرى ما اين دو روايت را بعيد مى شماريم و روايت سابق الذكر را صحيح مى دانيم چرا كه روش و شيوه خليفه دوم در رفتارش با غير عرب و روح خصومتى كه كه نسبت به آنهاداشته و منشاء موضع گيريهاى منفى و شديد او عليه آنها بوده - و ان شاء الله در فصلىجداگانه به بيان آن مى پردازيم - شناخته شده و معلوم است .
علاوه بر اين آنچه كه در آن دو روايت به عنوان علت و سبب صدور جمله جاودانه
((سلمان منا اهل البيت )) حكايت شده بيش از يك امر عادى و حتى ناچيز نيست و اين چنين امورى بى اهميت نمى تواند اتخاذ چنان موضعى و گفتن آنچنان كلامى توسط رسول الله - صلى الله عليه و آله - را توجيه كند. و شايد مقصود ازنقل اين روايات و ذكر چنين امورى به عنوان سبب صدور آن سخن معروف ، اين بوده كه ازارزش و اعتبار اين نشان بزرگ كه رسول الله - صلى الله عليه و آله - سلمان را بدان مشرف و مفتخر فرموده بكاهند ؛ زيرا بنابراين اول ، بيش از اين نبوده است كه چون قدرت بدنى سلمان در حفر خندق موجب رقابتگروههاى مختلف شده هر دسته اى او را از خود مى شمرد و جمله ((سلمان منااهل بيت ))ناظر بر همين معنا بوده است . و به اين ترتيب ؛ اين جمله ارزش ، اهميت و واقعيت خود را از دست مى دهد و نمى تواند اهميت و اعتنايى را كه در سخنان ائمه اهل بيت - عليهما السلام - به اين جمله افتخار آفرين ابراز شده بر واقعيت و صدق آن درمورد سلمان تاءكيد گرديده توجيه و تعديل كند.
احتمال وجود چنين غرضى در مورد روايتى كه بنابر آن ،سبب صدور عبارت رسول الله - صلى الله عليه و آله - تنازع مردم در انتساب سلمان به خود، پس از آن كه شعر گفت بوده است نيز مى رود؛ زيرا صدور آن عبارت ، ازرسول الله - صلى الله عليه و آله - به چنين مناسبتى به اين معناست كه سلمان به خوبى به زبان عربى سخن گفته است و به همين جهت شايسته اكرام و احترام گرديدهنه به لحاظ علم يا دينداريش يا صفات و خصال نكو و شايسته ديگرى كه داشته است .