عرض کرد: خدایا! من غذا میخواهم، غذای من از کجا تأمین شود؟
خطاب شد: غذای تو را در سفرهای قرار دادم که بر سر آن «بسم الله الرحمن الرحیم» گفته نشود.
عرض کرد: خدایا! من احتیاج به آب و چیزهای آشامیدنی دارم، آنها را از کجا بدست آورم؟
خطاب شد: نوشیدنیهای تو شراب و هر چیز مستکننده است.
عرض کرد: من اذان و مؤذن میخواهم.برای من اذان و اذانگو قرار بده.
خطاب شد: اذان تو وسائل موسیقی و مؤذن تو از کسانی است هستند که با این آلات مینوازند و آنها را به کار میگیرند.
عرض کرد: من احتیاج به قرآن دارم، برای من قرآنی قرار بده که در آن نگاه کنم و سرگرم باشم.
خطاب شد: قرآن تو شعر است (منظور شعرهای عبث و بیهوده است)
عرض کرد: من احتیاج به کتاب دارم، برای من کتابی قرار بده که در آن نگاه کنم و آن را مطالعه کنم.
خطاب شد: کتاب تو «وَشم» است (یعنی خالکوبی که بعضی روی بدن و بازوی خود میزنند)






پاسخ با نقل قول
