امام حسن (علیه السلام) وقتى طغیان و عصیان معاویه را در برابر خود دید یا نامههایى او را به اطاعت عدم توطئه و خونریزى فرا خواند ولى معاویه در جواب امام (علیه السلام) تنها به این امر استدلال مى کرد که : من درحکومت از تو با سابقهتر و در ا ین امر آزموده تر و به سال از تو بزرگترم همین و دیگر هیچ ! گاه معاویه در نامههاى خود با اقرار به شایستگى امام حسن (علیه السلام) مى نوشت: " پس از من خلافت از آن توست زیرا تو از هر کس بدان سزاوار ترى " و در آخرین جوابى که به فرستادگان امام حسن (علیه السلام) داد این بود که " برگردند، میان ما و شما بجز شمشیر نیست". و بدین ترتبیب دشمنى و سرکشى از طرف معاویه شروع شد و او بود که با امام زمانش گردنکشى آغاز کرد. معاویه با توطئههاى زهرآگین و انتخاب موقع مناسب موقع مناسب و ایجاد روح اخلالگرى و نفاق، توفیق یافت. او با خریدارى وجدانها پست و پراکندن انواع دروغ و انتشار روحیه یأس و در مردم سست ایمان، را به نفع خود فراهم مىکرد و از سوى دیگر، همه سپاهایانش را به بسیج عمومى فراخواند.
امام حسن (علیه السلام) نیز تصمیم خود را براى پاسخ به ستیزه جویى معاویه دنبال کرد و رسما اعلان جهاد داد. اگر در لشکر معاویه کسانى بودند که به طمع زر آمده بودند و مزدور دستگاه حکومت شام مىبودند، اما در لشکر امام حسن (علیه السلام) چهره هاى تابناک شیعیانى دیده مىشد مانند حجر بن عدى، ابو ایوب انصارى، و عدى بن حاتم ... که به تعبیر امام (علیه السلام) " یک تن از آنان افزون از یک لشکر بود ". اما در برابر این بزرگان، افراد سست عنصرى نیز بودند که جنگ را با گریز جواب مى دادند، و در نفاق افکنى توانایى داشتند، و فریفته زر و زیور دنیا مىشدند.





پاسخ با نقل قول
