و گفته اند در شب جمعه ملک الهى از بالاى عرش، از جاب خدا ندا مى کند که آیا بنده ى غمگینى هست که از من بخواهد و من پیش از طلوع غمش را فرج دهم و دعایش را مستجاب گردانم؟(4) و ما هر شب جمعه به التماس، خدا را مى خوانیم: (اللهم نشکو الیک غیبة ولینا).(5) یا رحمن و یا رحیم! اى مهربان ترین مهربانان! وعده کردى که چون گروهى، مستحق عذاب گردند و شب جمعه مرا بخوانند، عذاب از ایشان بردارم.(6)
اینک این ما و این حرمانى که بدان مبتلا شده ایم. این ما و این غیبت اماممان که سزاى گناهکارى و سیاه دلى ماست. این ما و این چشمان ما که به کیفر خو کردن به تاریکى، از دیدار آن خورشید بى مثال محروم است. بارالها! یا غفار و یا غفار! این عذاب را از چشمان ما بردار، چشمه ى دلمان را صفا ده تا از مهر او لبریز شود و پرده ى دنیا دوستى از دریچه ى چشممان برکش تا به دیدار جمالش روشن گردد؛ به مهربانى ات اى مهربان! زلال اجابت بر آتش حرمان ما بریز.!

پی نوشت:

4- همان، ص 73، فضیلت شب جمعه.
5- همان، ص 972: (خدایا! از غیبت اماممان به تو شکایت مى کنیم).
6- همان، ص 74، فضیلت شب جمعه.