در روایتی که در بسیاری از کتب نقل شده، میخوانیم قریش هنگامی که تصمیم برای حرکت به سوی میدان بدر گرفتند، از حمله طایفه بنی کنانه ترس داشتند، زیرا قبلاً با هم دشمنی داشتند. در این هنگام ابلیس در چهره «سراقه بن مالک» که از سرشناسان قبیله بنی کنانه بود، به سراغ آنها آمد و اطمینان داد که با شما موافق و هماهنگم . کسی بر شما غالب نخواهد شد، اما به هنگامی که نزول ملائکه را دید، عقبنشینی نمود و فرار کرد.(شیخ صدوق، امالی، مجلس پانزدهم، حدیث 10) منظور از ظاهر شدن شیطان این نیست که از ماهیت حقیقی خود خارج میشود و تغییر ماهیت دهد،بلکه منظور آن است که در قوه حس و ادراک انسان به صورتهای مختلفی محسوس میشود، بدون این که تبدل ماهیتی صورت گیردشیطان نه تنها به صورت پیامبر و امامان ظاهر نمیشود، بلکه به صورت شیعیان پاک و اولیای الهی هم ظاهر نمیشود. رسول خدا فرمود: شیطان در صورت من درنیاید و نه در صورت احدی از اوصیایم و نه در صورت احدی از شیعیانش»از این بیان معلوم میشود که شیطان میتواند به شکل برخی در آمده و برای مردم ظاهر گردد و مردم او را ببینند.علامه طباطبایی در تفسیر المیزان چندین روایت نقل کرده که در صدر اسلام در چند مورد (در جنگها و مقاطع مختلف) ابلیس به شکل بعضی از کفار نمودار شده و با کفار سخن میگفته، آنها را به مخالفت با پیامبر تشویق نموده است مثلا در روز رحلت پیامبر به صورت «مغیره بن شعبه» نمودار شد و مردم را بر ضد بنیهاشم تحریک کرد. (المیزان، ج 9، ص 110، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1379 ش).





پاسخ با نقل قول
