( محمد بن ابی بکر به آنها گفت : به من آب دهید ! معاویه بن حدیج به او گفت : خداوند مرا سیراب نکند اگر به تو قطره ای آب دهم ... . سپس معاویه بن حدیج به او گفت : آیا می دانی با تو چه می کنم ؟ تو را داخل پوست الاغی می کنم و سپس تو را به آتش می کشم . محمد بن ابی بکر گفت : اگر بر من چنین کنی ، البته این کار را با اولیاء الله زیاد کرده اید . و من – این آتش کشیدنم را - برای تو و دوستانت و معاویه بن ابی سفیان و عمرو بن عاص ، آتشی که زبانه می کشد می خواهم که هر وقت آتش فرونشیند خداوند شعله اش را افزایش دهد . پس معاویه بن حدیج بر او غضب نموده و او را به قتل رسانید . سپس او را در پوست الاغی کرد و وی را آتش زد .وقتی این خبر به عایشه رسید ، بر مرگ او بیقراری بسیار کرد و در قنوت نمازش همواره معاویه و عمرو عاص را نفرین می نمود )(الكامل في التاريخ ، ج 3 ص 229 - 230 ، اسم المؤلف: أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم الشيباني الوفاة: 630هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1415هـ ، الطبعة : ط2 ، تحقيق : عبد الله القاضي)