(آيه 42)- سپس بحث را متوجه افراد تنبل و ضعيف الايمان كه براى سرباز زدن از حضور در اين ميدان بزرگ به انواع بهانه‏ها متشبث مى‏شدند كرده، و با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چنين مى‏گويد: «اگر غنيمتى آماده و سفرى نزديك بود به خاطر رسيدن به متاع دنيا دعوت تو را اجابت مى‏كردند» و براى نشستن بر سر چنين سفره آماده‏اى مى‏دويدند (لَوْ كانَ عَرَضاً قَرِيباً وَ سَفَراً قاصِداً لَاتَّبَعُوكَ).

«لكن اكنون كه راه بر آنها دور و پر مشقت است سستى مى‏ورزند و بهانه مى‏آورند» (وَ لكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ).

عجب اين كه تنها به عذر و بهانه قناعت نمى‏كند بلكه: «به زودى نزد تو مى‏آيند و قسم ياد مى‏كنند كه اگر ما قدرت داشتيم با شما خارج مى‏شديم» (وَ سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنا لَخَرَجْنا مَعَكُمْ).

و اگر مى‏بينيد ما به اين ميدان نمى‏آييم بر اثر ناتوانى و گرفتارى و عدم قدرت است.

آنها با اين اعمال و اين دروغها در واقع «خود را هلاك مى‏كنند» (يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ).

«ولى خداوند مى‏داند آنها دروغ مى‏گويند» (وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ).

كاملا قدرت دارند اما چون سفره چرب و نرمى نيست و برنامه شاق و پردرد سرى در پيش است به قسمهاى دروغ متشبث مى‏شوند.

اين موضوع منحصر به جنگ «تبوك» و زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نبود، در هر جامعه‏اى گروهى «تنبل» يا «منافق و طمّاع و فرصت طلب» وجود دارند كه هميشه منتظرند لحظات پيروزى و نتيجه گيرى فرا رسد آنگاه خود را در صف اول جا بزنند، فرياد بكشند، گريبان چاك كنند و خود را نخستين مجاهد و برترين مبارز و دلسوزترين افراد معرفى كنند تا بدون زحمت از ثمرات پيروزى ديگران بهره گيرند! ولى همين گروه مجاهد سينه چاك و مبارز دلسوز به هنگام پيش آمدن حوادث مشكل هر كدام به سويى فرار مى‏كنند و براى توجيه فرار خود عذرها و بهانه‏ها مى‏تراشند. يكى بيمار شده، ديگرى فرزندش در بستر بيمارى افتاده، سومى خانواده‏اش گرفتار وضع حمل است، چهارمى چشمش ديد كافى ندارد، پنجمى مشغول تهيه مقدمات است و همچنين ...!

ولى بر افراد بيدار و رهبران روشن لازم است كه اين گروه را از آغاز شناسايى كنند و اگر قابل اصلاح نيستند از صفوف خود برانند!