شخصيت‌هاي فقهي و علمي ما غالبا عرب بودند؛ شيخ مفيد (ره)، سيد مرتضي (ره)، ابن سلّار (ره)، ابن ادريس (ره)، علامه حلي (ره)، ابو الصلاح حلبي (ره)، محقق كركي (ره)، شهيد اول (ره)، شهيد ثاني (ره)، صاحب جواهر (ره) و ... . اين حرف بي‌اساسي است كه مي‌گوييد ايراني‌ها و فارس‌ها به وجود آورنده مذهب تشيع بودند.


جناب احمد أمين مصري ـ با اين‌كه نسبت به شيعه، جسارت‌هاي زيادي دارد ـ وقتي به شيعه مي‌رسد، مي‌گويد:

بعضي‌ها كه مي‌گويند تشيع از ايران سرچشمه گرفته است:


الذي أرى كما يدلنا التاريخ إن التشيع لعلي بدأ قبل دخول الفرس في الاسلام.آن‌چنان كه من مي‌بينم و تاريخ هم به ما نشان مي‌دهد، تشيع علي قبل از اسلام آوردن ايراني‌ها تشكيل شده است.(فجر الإسلام لأحمد أمين، ص176)


آقاي ابو زهره ـ از بزرگان معاصر اهل‌سنت ـ


إن الفرس تشيعوا على أيدي العرب و ليس التشيع مخلوقا لهم ... و أما فارس و خراسان و ما وراءهما من بلدان الإسلام، فقد هاجر إليها كثيرون من علماء الإسلام الذين كانوا يتشيعون فرارا بعقيدتهم من الأمويين أولا، ثم العباسيين ثانيا و أن التشيع كان منتشرا في هذه البلاد انتشارا عظيما قبل سقوط الدولة الأموية بفرار أتباع زيد و من قبله إليها.


فارس‌ها به دست عرب‌ها شيعه شدند و تشيع توسط فارس‌ها تشكيل نشده است. ... ، علت اين‌كه ايراني‌ها مذهب تشيع را قبول كردند اين بود كه در دوران بني‌اميه و بني‌عباس، بزرگان شيعه را اذيت و شكنجه مي‌كردند و اينها از عراق به طرف ايران فرار كردند و موجب گسترش فرهنگ شيعه در شهرهاي ايران شدند.(الإمام جعفر الصادق، ص545)