در تعجبم از فردی که این چهار ناراحتی و اندوه را دارد، ولی به این «چهار تدبیر» پناه نمیبرد:
اول - حیرانم از کسی که میترسد، ولی به گفتن این قول خداوند پناه نمیبرد که; «حَسبُنَا الله وَ نِعمَ الوَکیل » زیرا، خودم از خداوند عزوجل شنیدم که پس از آن میگوید «پس با نعمت و بخششی از جانب خدا [از میدان نبرد] باز گشتند، در حالی که هیچ آسیبی به آنان نرسیده بود» . (آل عمران (3) : 174 )
دوم - حیرانم از کسی که محزون است، ولی به گفتن این قول خداوند پناه نمیبرد که; «لا اِلهَ اِلّا اَنتَ سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمینَ » زیرا، خودم از خداوند عزوجل شنیدم که پس از آن میگوید: «پس [دعای] او را برآورده کردیم و او را از اندوه رهانیدیم و مؤمنان را [نیز] چنین نجات میدهیم » . (انبیا (21) : 88 )
سوم - حیرانم از کسی که در دام خدعه و نیرنگ گرفتار آمده، ولی به گفتن این قول خداوند پناه نمیبرد که ; «اُفَوِّضُ اَمری اِلَی اللهِ، اِنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالعِبادِ» زیرا، خودم از خداوند عزوجل شنیدم که پس از آن میگوید: «پس خدا او را از عواقب سوء آنچه نیرنگ میکردند، حمایت فرمود» . (مؤمن (40) : 44 )
چهارم - حیرانم از کسی که خواهان دنیا و زینت های آن است، ولی به گفتن این قول خداوند پناه نمیبرد که; «ماشاء الله لاقوة الا بالله » زیرا، خودم از خداوند عزوجل شنیدم که پس از آن میگوید: «. . . اگر مرا از حیث مال و فرزند کمتر از خود میبینی امید است که پروردگارم، بهتر از باغ توبه من عطا فرماید . . .» (کهف (18) : 40 - 39 . ) «عسی » در اینجا «موجبه » است . [یعنی پروردگارم بیقین این کار را خواهد کرد]





پاسخ با نقل قول
