همچنین حضرت یعقوب پیامبر (علیه السلام) فرموده است:
« قَالَ إِنَّمَا أَشْکو بَثِّی وَحُزْنِی إِلَى اللّهِ » (یوسف آیه 86) ؛ شکایت غم و اندوه خویش به خدا مى برم.
با اینکه ایشان از پیامبران بوده و قطعاً از صابرین بوده است.
جهت رفع این شبهه مى گوییم که باید بین تضرّع و ناله و زارى به درگاه خدا و درخواست رفع بلا در قالب دعا و بین اعتراض به قضا و قدر الهى و به کار بردن الفاظ سست و بى پایه و موهن فرق گذاشت. آنچه که ممنوع است اعتراض به خواست خداوند است. علاوه بر آن، بعضى از بزرگان فرمودند که مقصود از ترک شکایت و گله، خوددارى از شکایت به مخلوق است نه خالق. (1)
شخصى گفت: دزد وارد منزلم شد و اموالم را ربود. عاقلى گفت: خدا را شکر کن که شیطان وارد قلبت نشد و دینت را نبرد. پس باید خوشحال بود که دین سالم است و خدا را به خاطر آن سپاس گفت
ـ عکس العمل انسان کامل
عالى ترین و بهترین نوع عکس العمل در برابر مصایب و بلیّات، شکر و سپاسگزارى است؛ اینکه انسان بلا را چون از طرف خداوند رسیده است نعمت ببیند و در قبال آن خدا را سپاس گوید: «هرچه از دوست رسد نیکوست».
پی نوشت :
1 ـ «عارف معروف، کمال الدّین عبدالرزّاق کاشانى در شرح منازل گوید: مراد شیخ که فرماید صبر خوددارى از شکایت است، شکایت به مخلوق است و الاّ شکایت به حق تعالى و اظهار جزع در درگاه قدس او با صبر منافات ندارد.» امام خمینى، چهل حدیث، حدیث شانزدهم: ص 222.







پاسخ با نقل قول
