تذکر مهم:
گناهان سبب تیرگى و سیاهى قلب و روح مى گردند و وقتى روى هم انباشته شدند، باعث مى گردند که گناه کار موفق به توبه و درک مسایل معنوى نگردد، زیرا درک حقایق معنوى نیازمند قلبى مساعد و شرایط روحى مساعد است. به بیان دیگر: «گناه و آلودگى همچون بیمارى خوره به جان انسان مى افتد و روح و ایمان را مى خورد و از بین مى برد و کار به جایى مى رسد که سر از تکذیب آیات الهى در مى آورد، و از آن هم فراتر مى رود و او را به استهزا و سخریه پیامبران و آیات الهى وا مى دارد و به مرحله اى مى رسد که دیگر هیچ وعظ و اندرز و انذارى مؤثر نیست و جز تازیانه عذاب دردناک الهى راهى باقى نمى ماند.
نگاهى به صفحات تاریخ زندگى بسیارى از یاغیان و جانیان نشان مى دهد که آن ها در آغاز کار چنین نبودند. حداقل نور ضعیفى از ایمان در قلب آن ها مى تابید ولى ارتکاب گناهان پى در پى سبب شد که روز به روز از ایمان و تقوا فاصله بگیرند و سرانجام به آخرین مرحله کفر برسند».(6)
پیامبر اکرم (ص) مى فرماید: «کسى که توبه اش را به تأخیر بیندازد، دو خطر او را تهدید مى کند: معاصى قلبش را تیره مى نماید و یا ممکن است مهلتى براى توبه قبل از مرگ پیدا نکند».(7)
بنابراین تکرار گناه و خارج شدن از ولایت و اطاعت حق تعالى و متابعت از شیطان و رفتن به سوى کفر و نفاق و ارتداد و دنیا گرایى و مادیت، فضاى پذیرش وعظ و اندرز را محو مى سازد، و توفیق و زمینه توبه را از بین مى برد، در نتیجه انسان موفق به توبه نمى گردد؛ نه آن که اگر توبه کند، قبول نمى گردد.
چنان که در سورة نحل، آیة 106 مى فرماید: کسانى که دریچه قلب خود را به روى کفر و بى ایمانى مى گشایند و مسیر عقیدتى خود را به کلى عوض مى کنند، گرفتار غضب خداوند و عذاب عظیم او مى شوند.
غضب الله ممکن است اشاره به این نکته باشد که این گونه افراد هیچ وقت موفق به توبه نمى شوند.(28)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1. آیه 11.
2. آیة 25.
3. تفسیر نمونه، ج 16، ص 374.
4. فریده مصطفوی، روش خود سازی، ص 314.
5. تفسیر نمونه، ج 11، ص 419.





پاسخ با نقل قول
