حالت نهم : از بين رفتن اعمال به وسيله مظالم .

ترسيدم روز قيامت حقوق مردم و مظالمى كه ممكن است بر عهده من باشد، اعمال مرا ببرد و دست مرا از اعمال حسنه خالى كند و رهسپار جهنم شوم ؛ زيرا در روايت آمده است : ((كسانى محشور مى شوند كه حسنات آنان بر فراز دستشان مى درخشد، اما طلبكاران و صاحبان مظالم ، آن حسنات را برده و از سيئات خود نيز بر عهده آنان نهاده و به عذاب الهى رهسپار مى شوند))؛ در اين صورت حالت بعد به من دست داد:

حالت دهم : ثواب زيارت حسين محدود نيست و زوال نمى پذيرد.


ملاحظه اين معنا كه بر گريه امام حسين عليه السلام ثوابى مترتب مى شود كه حدى ندارد - و البته آنچه حدى ندارد زوال و نيستى نمى پذيرد؛ بنابراين هر قدر از آن بردارند، كم نخواهد شد - برايم روزنه اميد و دريچه اطمينانى شد.

حالت يازدهم : اميد پس از ياءس و...

از طرفى ملاحظه كردم كه شرط قبولى اعمال عبادى ، قبولى نماز است و عبادت هاى ديگر پس از پذيرفته شدن نماز، قبول مى شوند؛ در حالى كه چه بسا نماز من پذيرفته نشود و اگر رد شود اعمال ديگر هم رد مى شوند. بنابراين چگونه اين اعمال كه از وسايل حسينى است ، پذيرفته مى شوند؟

در اين هنگام بود كه امر بر من دشوار شد و مى رفت تا بعد از عارض شدن اين حالت ها و غلبه حالت هاى ضد و نقيض ، ياءس و نااميدى بر من چيره شود كه خدا بر من منت نهاد، امر من به رجاء و اميدى منتهى شد كه به آن حالت هاى متعارض خاتمه داد و آن حالت بعدى مى باشد.