RE: چرا شرح زيارت آل يس؟!
چگونگي شناخت امام
پس از اينكه متوجه اهميت شناخت امام شديم، مسأله ديگري كه پيش ميآيد اين استكه امام را چگونه بشناسيم؟ قبلاً راجع به مقام امام و نحوه حضور امام بحث كردهايم، اينجا به ذكر يك نكته و دو مثال اكتفا ميكنم.
نكتهاي كه در كتاب «مباني معرفتي مهدويت» مفصلاً عرض شد اين بود كه طبق يك قاعدة بديهي، «هرچيزي بايد به اصل خودش برگردد.» مثلاً هر چيز شيريني بايد به شكر كه اصل شيريني و عين شيريني است، برگردد، همانطور كه هر تري به عين تري برميگردد، كه آب است. با توجه به اين قاعده است كه ميگوييم همة ما انسانيم، اما هيچ كدام انسان كامل نيستيم. پس بايد انسانيت ما به انسان كامل يا عين انسان برگردد. بنابراين عين انسان هميشه در عالم هست كه ما ميتوانيم از جهت انسانيت از او نور بگيريم و در راستاي انسانيت رشد كنيم، و عنايت داشته باشيد حقيقت انسان يا انسان كامل، حقيقتي است فوق جسم و مكان و زمان. زنها و مردها همه انساناند، ولي قطب جان همه انسانها امام زمان است، لذا معني نميدهد كه زنها بگويند چون امام زمان مرد است، پس امام ما نيست، چون آن حضرت انسان كامل و قطب جان انسانيت انسانهاست. امام عين انسانيت است، پس هر اندازه بخواهي در انسانيت كامل شوي، فقط در گرو ارتباط و بهرهگيري از امامزمان به دست ميآيد. چون شما اگر انسان بشويد، كامل ميشويد، همچنانكه درخت سيب اگر سيب بزرگِ آب دار بدهد درخت سيب كامل است، اگر فقط برگ بدهد، درخت سيب كامل نيست. انسان اگر انسانيتش شديد شود، به مقصد رسيده است، مقصد هر انساني، انسان كامل است.
در اواخر دعاي عزيز ندبه خطاب به آن حضرت عرضه ميداري: «بِنَفْسي اَنْتَ اُمْنِيَّةُ شائِقٍ يَتَمَنّي، مِنْ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ ذَكَرَا فَحَنّا» يعني؛ به جانم سوگند تو آن آرمان بلند وشور آفريني هستي كه مورد آرزو و توجّه همه ميباشي، هر زن و مرد مؤمني تو را ياد ميكند و از دوري تو مينالد. اين كه ميفرمايد حضرت آرزوي همه انسانها هستند، حرف خيلي دقيق و عميقي است. يعني آن انسان كاملي كه امام و جلوه نهايي هر كسي است، آرزوي ماست، چون ما انسانيم، اما انسان كامل نيستيم، ولي سير به سوي انسان كامل مقصد و آرمان و آرزوي ما است. درخت سيب اگر يك سيب كوچك و كم آب بدهد، به مقصدش نرسيده است، مقصد درخت سيب اين است كه سيب كامل بدهد. جان همة انسانها و مقصد و مقصود همه انسانها و محل و جايگاه نموّ همه انسانها، يعني آن جايي كه همه ابعاد كمالي خودشان را مييابند، و آن مقام مقدس امام زمان است. شما فقط و فقط در راستاي ارتباط با امام زمان و در راستاي برخورداري از انوار آن حضرت، همه وجودتان را در حال كمال مييابيد. البته بحث دربارة اين موضوع آنقدر لطيف، ظريف، دقيق و عميق است كه بزرگان ميفرمايند: با رعايت بسياري از دقايق و ظرائف إنشاءالله به مسيري كه بايد برسيم، ميتوان رسيد.
پس گفتيم كه امام، انسان كامل است و لذا قبله همه انسانيت ما، امام است. هر درجه از انسانيت را كه بخواهيم بايد از طريق ارتباط با امام و از راه جلبِ نظر مبارك آن حضرت بهدست آوريم، به همين جهت در دعاي ندبه عرضه ميداري: «وَامْنُنْ عَلَيْنا بِرِضاهُ» يعني؛ خدايا! با ايجاد رضايت قلب مبارك امام زمان بر ما منت بگذار. تقاضا ميكني خدايا! تو كمك كن تا قلب امام زمان از ما راضي باشد. اين فراز از دعا نكتة دقيقي است و از شعور ديني بلندي ريشه گرفته است، معنياش اين است كه شما وقتي كامل ميشويد كه انسان كامل به شما توجه كند و چون آن حضرت در آن مقام تماماً قلب است، ميخواهي قلب امام زمان از شما راضي باشد، چون قلب امامزمان قلب كلّ است، سلطان قلبها است. هر قلبي به اندازهاي كه به قلب كل نزديك است، قلب است، و از گوهر انسانيت بهرهمند است، وگرنه اصلاً قلب نيست، وَهم و خيال است. گفت:
دل يكي گوهري است رباني
خانه ديو را چه دل خواني
آنكه دل نام كرده اي به مجاز
روبه سوي سگان كوي انداز
متأسفانه؛ ما محلِ وَهم و خيال را دل نام نهادهايم و خودمان را از دل حقيقي محروم نمودهايم كه اصل اين موضوع در بحث «امام زمان قلب عالم هستي» بحمدالله تا حدّي روشن شده است.