آيا پيامبر تبعيت از يهود را دوست مي‌داشت؟!!
جاي بس شگفتي است كه گفته شود رسول خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم به خاطر تبعيت از يهود روزه روز عاشوراء را امر نموده است!!

… و اما در رابطه با احتمال دوّم كه حقيقت مساله هم همين است وجوهي براي بطلان آن وجود داردبعضي از علماي شيعه و سني بر اين عقيده هستند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم؛ حتي قبل از بعثت نيز در عبادات خود تابع اديان ديگر نبوده و از آيين يهود و نصارا تبعيت نمي‌كرده است در اين خصوص به مطالب زير توجه نماييد:

فخر رازي از علماي بزرگ اهل سنت مي‌گويد:

… الاحتمال الثاني وهو حقيقة المسألة فيدل على بطلانه وجوه:

الأول: لو كان متعبدا بشرع أحد لوجب أن يرجع في أحكام الحوادث إلى شرعه وأن لا يتوقف إلى نزول الوحي لكنه لم يفعل ذلك لوجهين:

الأول: أنه لو فعل لأشتهر. والثاني: أن عمر رضي الله عنه طالع ورقة من التوراة فغضب رسول الله عليه الصلاة والسلام وقال لو كان موسى حيا لما وسعه إلا اتباعي ولما لم يكن كذلك علمنا أنه لم يكن متعبدا بشرع أحد الحجة الثانية: أنه عليه السلام لو كان متعبدا بشرع من قبله لوجب على علماء الأعصار أن يرجعوا في الوقائع إلى شرع من قبله ضرورة أن التأسي به واجب وحيث لم يفعلوا ذلك البتة علمنا بطلان ذلك.

الحجة الثالثة: أنه عليه الصلاة والسلام صوب معاذا في حكمه باجتهاد نفسه إذا عدم حكم الحادثة في الكتاب والسنة ولو كان متعبدا بحكم التوراة كما تعبد بحكم الكتاب لم يكن له العمل باجتهاد نفسه حتى ينظر في التوراة والإنجيل.

:

… و اما در رابطه با احتمال دوّم كه حقيقت مساله هم همين است وجوهي براي بطلان آن وجود دارد:



اوّل: اگر آن حضرت قبل از بعثت به شريعت كسي (حضرت موسي و يا حضرت عيسي) متعبّد مي‌بود لازم بود در حوادث و اتفاقاتي كه بعد از بعثت برايش پيش مي‌آمد به احكام شريعت قبل خود مراجعه نمايد و منتظر نزول وحي نماند؛ اما آن حضرت اين كار را نمي‌كرد به دو دليل:

اوّل: چون اگر چنين كرده بود حتماً مشهور مي‌گشت.

دوّم: عمر برگي از تورات را مطالعه كرد و به همين دليل رسول خدا صلي الله عليه [و آله] و سلّم غضبناك شد و فرمود: اگر موسي زنده مي‌بود چاره‌اي جز تبعيّت از من نمي‌‌داشت و زماني كه ما اين مورد را مي‌بينيم به يقين مي‌فهميم كه آن حضرت به شرايع قبل متعبّد نبوده است.

دليل دوّم: اگر آن حضرت متعبّد به شرايع ديگر مي‌بود لازم بود بر علماي اعصار كه در وقايع و حوادث به شريعت قبل خود مراجعه كنند چرا كه تاسّي و مراجعه بر آنان واجب است و زماني كه مي‌بينيم چنين مراجعه‌اي صورت نگرفته به بطلان اين نظر يقين پيدا مي‌كنيم.

دليل سوّم: آن حضرت « معاذ» را در حكمي كه در كتاب و سنّت نيافته بود و از پيش خود اجتهاد كرده بود تاييد نمود و اگر بنا مي‌بود كه آن حضرت به حكم تورات متعبّد مي‌بود نمي‌توانست بدون مراجعه به تورات و انجيل اجتهاد به نفس كند.

المحصول. فخر رازي ( 606 هـ ). ج 3. ص 263

و يا ابوالحسين بصري مي‌گويد:

… أن نبينا (ص) لم يكن متعبدا قبل النبوة ولا بعدها بشريعة من تقدم لا هو ولا أمته…

… پيامبر ما و امّت او هيچ يك از شرايع و اديان ديگر را عبادت نكرده است…

المعتمد، ابو الحسين بصري، ص