سوره علق [96]
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

موضوع: سوره علق [96]

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #2
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    278

    RE: سوره علق [96]

    بسم الله الرحمن الرحيم به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
    شأن نزول:
    در روايات آمده است كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به كوه «حرا» رفته بود جبرئيل آمد و گفت: اى محمّد بخوان! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: من قرائت كننده نيستم.

    جبرئيل او را در آغوش گرفت و فشرد، و بار ديگر گفت: بخوان! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله همان جواب را تكرار كرد، بار دوم نيز جبرئيل اين كار را كرد، و همان جواب را شنيد، و در سومين بار گفت: (اقرأ باسم ربك الذى خلق ...) (تا آخر آيات پنج گانه).
    اين سخن را گفت و از ديده پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پنهان شد.

    رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه با دريافت نخستين اشعه وحى سخت خسته شده بود به سراغ خديجه آمده، و فرمود: «زمّلونى و دثّرونى مرا بپوشانيد و جامه‏اى بر من بيفكنيد تا استراحت كنم».

    «طبرسى» در «مجمع البيان» نيز نقل مى‏كند كه: رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به خديجه فرمود: هنگامى كه تنها مى‏شوم ندائى مى‏شنوم (و نگرانم!).

    خديجه عرض كرد: خداوند جز خير در باره تو كارى نخواهد كرد، چرا كه به خدا سوگند تو امانت را ادا مى‏كنى، صله رحم به جا مى‏آورى، در سخن گفتن راستگو هستى.

    «خديجه» مى‏گويد: بعد از اين ماجرا ما به سراغ «ورقة بن نوفل» رفتيم (او از آگاهان عرب و عمو زاده خديجه بود) رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آنچه را ديده بود براى «ورقه» بيان كرد، ورقه گفت: هنگامى كه آن منادى به سراغ تو مى‏آيد دقت كن ببين چه مى‏شنوى؟ سپس براى من نقل كن.

  2. 2 کاربر پست امیرحسین عزیز را پسندیده اند .

    Soham 313 (02-07-2014), آســـــمان (09-12-2012)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •