دنياى اسلام، بلكه دنياى بشريت سالم، در مقابل علي خاضع است. اينهاست كه در تاريخ اثرش مىماند. آن زهدش بود؛ آن عبادتش بود؛ آن شجاعتش بود؛ آن قاطعيتش در راه خدا بود. آنجايى كه لازم بود، با شمشير به جان دشمنان حقيقت و دين و دشمنان خدا مىافتاد و از هيچ چيز باك نداشت: «لا تأخذه فى اللَّه لومة لائم(3)».
آنجايى كه آدمِ منحرفِ مضرِّ مخلّى بر سر راه حركت به سوى خدا وجود داشت، شمشير او فيصله دهنده بود. آنجايى كه مظلومى بود، آنجايى كه مصلوبالحقّى بود، اميرالمؤمنين به رقيق ترين انسان ها تبديل مى شد. در روايتى آمده كه آن قدر اميرالمؤمنين با دست خود به دهان يتيمان غذا گذاشت كه شخصي گفت آرزو كرديم كاش ما هم يتيم مى شديم تا اميرالمؤمنين اين طور به ما لطف مى كرد! آنقدر ناشناسانه به خانه فقرا و مساكين و گرفتارها و در راهمانده ها سر زد كه معروف است بعد از ضربت خوردن آن حضرت، فهميدند آن انسانِ رحيم چه كسى بوده است.
سخن علي نهج البلاغه است؛ فصيح ترين كلام آدمى در ميان عرب. «نهج البلاغه» اوج هنر و اوج زيبايى است؛ زيبايى لفظ و زيبايى معناست. انسان مبهوت مى ماند. هيچ شاعر بزرگ عرب، هيچ نويسنده هنرمند عرب، نتوانسته بگويد كه من از مراجعه به نهج البلاغه بى نيازم.
*برگرفته از سخنان مقام معظم رهبرى در خطبه هاى نماز جمعه تهران
منبع:مشرق






پاسخ با نقل قول
