اما صحبت من از حجاب است...
صحبت از حجاب است نه آنچه به عنوان تزیین برسر برخی از زنان ما رنگ موها و گل سرها را زیباتر جلوه می دهد. نه آن روسری های کوتاهی که با گره های کوچک زیر سپیدی گلو، رها می شوند و نه آن شال هایی که بر بلندای موهای عجیب و غریب!! زیر گیره های به بزرگی بی غیرتی و وسعت جلب توجه به دورگردن می پیچند... و نه... و نه... ونه آن چیزی که برخی از آن به عنوان حجاب آن هم زورکی یاد می کنند.منظور حجاب اسلامی من درآوردی برخی از ما زنان هم نیست!
حجابی که با چادرهایی ملی! قجری!چادرهای براق عربی! چادرهای تن نما و تنگ آستین دار و... بر سر ماست و متناسب با آن صورت را رنگ کرده و کیف ها را بر دوش انداخته و در بازار به خرید می پردازیم و در اتوبوس ها تا کرده و در کیف می گذاریم.منظور حجاب کامل اسلامی است.حجاب فاطمی که از فاطمه (س) بر ما رسیده است. حجابی که گردی صورت مادرزاد، مچ دستان بی زیور، برجستگی های بدن و ماهیچه های پا و سینه و... را می پوشاند و زن را از هرگونه سوء استفاده حتی نگاهی نامحرم و نامبارک حفظ می کند.حجابی که سنگر زن مسلمان برای حضوری فعال در جامعه و حفظ شؤنات او در تعامل با مردان است. حجابی که زاییده عفت و عفتی که فرزند حیاء زن مسلمان است.
هیچ می دانیم که حجاب و عفاف در همیشه تاریخ به عنوان دو ارزش درجامعه بشری به ویژه جوامع اسلامی مطرح بوده و است. هیچ دقت کرده ایم که یکی از امتیازات انسان، در مقایسه با موجودات دیگر، تهیه پوشش مناسب برای اندام خویش است. براین اساس، پوشش یکی از شؤون و ویژگی های انسان به شمار می آید.نه اینکه زنان در اندیشه های خود به دنبال کشف حقیقت شان از جانب محبوب هستند نه اینکه هر آنچه سر راهی است و دیدنی ارزش کشف شدن ندارد.هیچ فکر کرده ایم که در تاریخ فلسفه و نیز اندیشه، حجاب یکی از بهترین و مهم ترین تشبیهات و استعارات برای آن چیزی بوده که پوشاننده حقیقت است.






پاسخ با نقل قول
