در قسمت بعدی، چند ضدهوایی قرار دارد. قبل از این که مدیر نمایشگاه چیزی بگوید، مترجم به عربی می گوید: «این را دیگر همه مان می شناسیم.» و جوانان لییایی با خنده بلندشان، تاییدش می کنند. وقتی مدیر نمایشگاه معنی حرف هایشان را می فهمد، حرفهایش را خلاصه می کند و می گوید: «پس من فقط بگویم که اینها را خودمان در ایران می سازیم.»
*********************************
هرچه جلوتر می رویم، تکنولوژی های جدیدتری خودنمایی می کند. بالاخره یکی از جوانان طاقت نمی آورد و می پرسد: «اینها را صادر هم می کنید؟» مدیر نمایشگاه جواب می دهد: «بله» و وقتی همه گوش ها تیز می شود ادامه می دهد: «آنچه ما داریم برای کشورهای دوست و اسلامی است.» برای چندمین بار صدای تکبیر گفتن بلند می شود. یک نفر می پرسد قیمت آنها چند است و جواب می شنود: «ارزان. چون همه چیزش ساخت خودمان است.»
********************
جوانها منتظر توضیح نمی مانند. هرکدام در گوشه ای از نمایشگاه محو تماشای یکی از تجهیزات ساخت ایران اسلامی شده اند. بعضی ها هم که دانشی در زمینه های مهندسی دارند، سعی می کنند توضیحاتی درباره مسائل فنی این تجهیزات بدهند. احتمالا خبر ندارند که اینجا یک محل نظامی است و هرکسی را به راحتی به آن راه نمی دهند.
****************************
دوسوم نمایشگاه تمام شده که نوبت به پذیرایی می رسد. برای ایرانی ها همه چیز عادی است، اما برای آنها نه. آنها خوشحالند که هم کیک و هم شربتی که می خورند، تولید ایران است. بر خلاف کوکاکولاهایی که در ناهار و شام به آنها داده می شود.
*****************************
قسمت توپ ها را کسی نگاه نمی کند. می گویند خودمان از اینها داریم. اما به قسمت گلوله و نارنجک که می رسند، انگار برای هرکس خاطره ای زنده می شود. هرکدام یکی از آنها را به دیگری نشان می دهد و چیزی می گوید. تانک های مدل روسی ساخت ایران را که می بینند، یکی با افسوس به مدیر نمایشگاه می گوید: «ما از اینها داشتیم، اما در استفاده آن دچار مشکل شده بودیم. کسی نبود آموزش مان بدهد.» ظاهرا خوب متوجه اهمیت خودکفایی ایران شده اند.
****************************





پاسخ با نقل قول
