RE: توقع بیجا از خدا نداشته باشیم/ طلبکاران خدا صدرنشینان جهنم
«عافیتطلبی خواص» مردم را تنها میکند!
بعد حضرت میفرماید: «وَ الْعُمْیُ وَ الْبُکْمُ وَ الزَّمِنُ فِی الْمَدَائِنِ مُهْمَلَةٌ لَا تَرْحَمُونَ وَ لَا فِی مَنْزِلَتِکُمْ تَعْمَلُون»، این مردم کور، لال، زمینگیر و بیچارهاند. بیچارهها در این جامعه بیکس هستند و کسی هم نیست که به دادشان برسد. چرا اینها اینطور شدند. حضرت میفرماید: «وَ بِالِادِّهَانِ وَ الْمُصَانَعَةِ عِنْدَ الظَّلَمَةِ تَأْمَنُونَ» حضرت کاملاً روی نقطه حساس دست میگذارد و میفرماید: همه اینها به خاطر این است که شما میخواهید از معاویه امان بگیرید. شما برای اینکه از تهدیدهای معاویه ایمن باشید، عهدهایی را که با پیغمبر داشتید، زیر پا گذاشتید و مردم را بیچاره رها کردید.
«کُلُّ ذَلِکَ مِمَّا أَمَرَکُمُ اللَّهُ بِهِ مِنَ النَّهْیِ وَ التَّنَاهِی وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ»(بحارالأنوار، ج97ٍ، ص 80 و 81) و حال اینکه همه بخشنامههای معاویه مورد نهی الهی است. شما برای اینکه معاویه تهدیدن یا تطمیعتان میکرد، به دنبال چاپلوسی و تملق گفتن از او رفتید و عهد و پیمانهایی را که با پیغمبر اکرم بسته بودید، زیر پا گذاشتید.
امام حسین این حرفها را به من و تو نمیگوید، به صحابه پیامبر میگوید. حضرت میگوید: شما بودید که جامعه را به اینجا کشاندید، شما باید در مقابل معاویه میایستادید، در آخر هم هر طوری میشد، مشکلی نداشت. در نهایت میخواست شما را بکشد، خُب میکشت! لذا خود امام حسین همین راه را آمد. امروز در کربلا فریاد کشید: «ألا و إن الدعی ابن الدعی قد رکز بین اثنتین بین السلة و الذلة و هیهات منا الذله»(لهوف، ص9) این حرامزاده پسر حرامزاده، من را بین شمشیر و ذلت مخیر کرده است، به من میگوید یا تو را میکشیم یا اینکه تسلیم ما شوی، اما من تسلیم نمیشوم، پای اسلام در میان است، بحث شخصی نیست، لذا به میدان رفت.
-پایان-