در توصيف ياران امام مهدي (عج) معلوم مي شود كه انان امام را چون نگين در بر گيرند . گوش به اشارت و فرمان او مي سپرند و جان هديه ي راه و ركابش مي سازند در كربلا وقتي مسلم بن عوسجه به بالينش رسيد خون محاسن سپيد مسلم را گلگون كرده بود آخرين رمق و آخرين نفس ها بود حبيب از او پرسيد : وصيتي داري مسلك گفت: رحمت خداوند بر تو باد من تنها يك سفارش دارم و در حالي كه با دست به امام اشاره مي نمود گفت سفارشم اين است كه در راه او جان فشاني كني حبيب گفت : به خدا سوگند كه چنين خواهم كرد

عشق بازي ياران ابا عبد الله الحسين در شب عاشورا و در ميدان داغ كربلا در نهايت عطش شنيده ايم . همين ويژگي را در ياران مهدي (عج) بر اساس همين روايت مي يابيم مرداني شير اوژن زمزمه گر عاشق كه به رسم تبرك و تيمم دست بر زين اسب امام مي كشند و به شوق شهادت از امام مي خواهند كه دعا كند حلاوت و شيريني شهادت را زودتر درك كنند.