<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
	<channel>
		<title>کانون تفسیر قرآن - جایی برای فهم ساده قرآن - وبلاگ ها - ضامن آهو توسط امیرحسین</title>
		<link>http://www.qurangloss.ir/blogs/-/</link>
		<description>کانون تفسیر قرآن - جایی برای فهم ساده دین</description>
		<language>fa</language>
		<lastBuildDate>Sat, 13 Jun 2026 11:56:58 GMT</lastBuildDate>
		<generator>vBulletin</generator>
		<ttl>60</ttl>
		<image>
			<url>http://www.qurangloss.ir/images/misc/rss.jpg</url>
			<title>کانون تفسیر قرآن - جایی برای فهم ساده قرآن - وبلاگ ها - ضامن آهو توسط امیرحسین</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/blogs/-/</link>
		</image>
		<item>
			<title>من، علی مطهری، دو پای سالم دارم!</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/89-a.html</link>
			<pubDate>Fri, 24 May 2013 06:37:58 GMT</pubDate>
			<description><![CDATA[*من علی مطهری دو پای سالم دارم!* 
 
«محمد حاشر یزدانی» نویسنده وبلاگ "منتظران" در آخرین بروز رسانی وبلاگ خود چنین نوشت: 
 
مصاحبه علی مطهری با...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore"><b>من علی مطهری دو پای سالم دارم!</b><br />
<br />
«محمد حاشر یزدانی» نویسنده وبلاگ "منتظران" در آخرین بروز رسانی وبلاگ خود چنین نوشت:<br />
<br />
مصاحبه علی مطهری با خبرگزاری سازمان تبلیغات مایه بهت و حیرت خیلی از کسانی شد که در تشنج های ایجاد شده توسط وی در مجلس گاه و بیگاه حق را به جانب او می دادند و وی را میراث دار پدر میخواندند و دارای افکار معتدل .البته برای بنده و خیل عظیمی از دوستان چندین سال است که مسجل شده بود که ایشان از اردوگاه عاشقان امام و رهبری اثاث کشی کرده و به ناکجا آبادی رفته که مایه تاسف است.<br />
<br />
اعتراض هایی که مصاحبه اخیر در پی داشته نه تنها شامل حامیان دکتر جلیلی می شود،بلکه تمامی خواهران و برادران ایرانی مسلمان و منصف را در بر گرفته است. نگاهی به واکنش های شدید کاربران شبکه های اجتماعی گواه این مدعا است.<br />
<br />
متن عبارت ادا شده توسط این شخصیت بزرگ زاده در زیر آمده است: <br />
« بنده پیشنهاد می کنم برای ارزیابی توان جسمی آقای هاشمی، یک مسابقه دو صدمتر بین ایشان و آقای جلیلی و یک مسابقه کشتی بین آقای هاشمی و آقای حداد برگزار کنند.» <br />
<br />
جناب آقای مطهری! اکنون که جسارت و اهانت شما پارا از دعواهای درون مجلسی بین شما و دکتر کوچک زاده فراتر گذاشته و به خیل عظیم جانبازان سرافراز این مملکت رسیده است ما نیز به تبع رسمی که دکتر کوچک زاده مبدع آن است شمار را "فریمانی" می خوانیم چون نام بزرگ و شریف "مطهری" بر آن استاد و علامه بزرگ بیشتر می آید. و حیا می کنیم که حتی به همنام این شهید عزیز انتقاد کنیم.<br />
<br />
جناب فریمانی: امثال دکتر جلیلی با یک پایی که در بهشت جای گذاشته اند آنچنان آبرویی برای خویش خریده اند که با لاطائلات نمی توان آبروی ایشان را کم و زیاد کرد.<br />
<br />
اکنون که همگام با رسانه های بیگانه در صدد تخریب چهره این مرد بزرگ برآمده اید شما و اعوان و انصارتان را به خداوند متعال واگذار میکنیم.<br />
<br />
جناب فریمانی: تلاش شبانه روزی و به نوعی بال و پر زدن شما برای تائید صلاحیت ارباب فکری و سیاسی تان را درک میکنیم اما برای این منظور چرا دست به تخریب می زنید شما که دراین چهار سال گوش فلک را کر کردید که تخریب های احمدی نژاد علت اصلی فتنه بود و فریاد اخلاق اخلاق سر می دادید چه شده اکنون که برنامه هایی که ماهها ریختید ، شرط سنی را از قانون انتخابات حذف کرده و زمینه را برای حضور هاشمی فراهم کردید به هم ریخته، انسجام فکریتان از هم پاشیده و دست به تخریب و بد اخلاقی زده اید.<br />
چه زود آن روی سکه را به نمایش گذاشتید و العاقبه للمتقین<br />
<br />
جناب فریمانی : شما که روزی صد بار در مجلس فریاد واقانونا سرمی دادید چه شد که در برابر قانون قد علم کرده و حنجره پاره می کنید خدارا شکر که شما نامزد ریاست جمهوری نشده بودید وگرنه معلوم نبود چه به سر آبروی خانواده اصیل و ارزشمندتان می آوردید.<br />
<br />
جناب فریمانی :هنگامی که خود شخص هاشمی بارها و بارها در پاسخ امثال جنابعالی عدم توانایی جسمی را دلیل نیامدن به عرصه عنوان می کند توقع استفاده از دارو های انرژی زا دارید؟ آیا انصافا سن هشتاد سالگی را مناسب سکانداری مدیریت اجرایی می دانید ویا خیال داشتید با ریاست جمهوری ایشان خود و یارانتان اجرا را در دست بگیرید؟<br />
<br />
جناب فریمانی: پای جامانده دکتر جلیلی در کربلای ایران از دست های جامانده اباالفضل عباس (ع) نشان دارد و این دست ها قرن هاست که دستگیری می کند از مظلومیت هایی که به شیعیان راستین مولا علی(ع) توسط جناح قدرت طلب و عافیت خواه تحمیل شده است.<br />
<br />
امثال جلیلی پاها ، دست ها و چشمهایشان را در بهشت جا نگذاشتند تا امثال شما دکتر شوید و بر دوپای سالم وارد مجلس قانونگذاری این مملکت شده پشت تریبون بایستید و با تکیه بر مصونیت قضایی به همکارتان ناسزا گویید!<br />
<br />
جناب فریمانی : ولی امر مسلمین جهان، رهبر آزادگان جهان، سید و مولای ما ونائب برحق امام منتظران با یک دست آنچنان بر صورت استکبار سیلی نواخته است که دور خویش می چرخد و گیج می زند و سربازپاک ایشان دکتر جلیلی نیز با یک پا آنچنان مسیر به عقب برگشته دوپاهای قبلی در شورای امنیت ملی را با سرعت به جلو می دود که تخریب جلیلی دستور کار رسانه های شیطان شده است!<br />
<br />
جناب فریمانی: چوب خدا صدا ندارد هنگامی که از تریبون مجلس اصالت خانوادگی نماینده منتقد به خود را زیر سوال برده، فحاشی کرده و با دماغی پر باد وی را کوچک اف خواندید و خود را بزرگ زاده، کارتان به جایی رسید که ابروهای درهم کشیده میلیونها ایثارگر ایران اسلامی را در برابر خود مشاهده میکنید. مصلحانه نصیحت میکنیم توبه کنید و به راه راست برگردید که خداوند توبه کنندگان را دوست دارد.البته اگر توبه را فقط مخصوص دیگران ندانید.</blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/89-a.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>سخن آیت الله مجتهدی تهرانی(ره) درباره توبه</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/85-a.html</link>
			<pubDate>Sun, 24 Feb 2013 08:55:35 GMT</pubDate>
			<description>گفتم که به پیری رسم و توبه کنم 
 
 
آنقدر جوان مرد و یکی پیر نشد 
 
 
آخه شیطون ما رو گول می زنه میگه تو که حالا حالا زنده ای (آرزوی دراز) 
 
 
تو...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore">گفتم که به پیری رسم و توبه کنم<br />
<br />
<br />
آنقدر جوان مرد و یکی پیر نشد<br />
<br />
<br />
آخه شیطون ما رو گول می زنه میگه تو که حالا حالا زنده ای (آرزوی دراز)<br />
<br />
<br />
تو جدت 90 سال عمر کرد بابات 70 سال عمر کرد<br />
<br />
<br />
تو حالا سنی نداری!<br />
<br />
<br />
حالا توبه بعدا انجام می دی<br />
<br />
<br />
تو از این آدما نباش که به واسطه آرزوی دراز توبت رو عقب بندازی<br />
<br />
<br />
باید هر روز توبه کنی<br />
<br />
<br />
شاید همین امروز مُردی<br />
<br />
<br />
خیلی ها الان سالم سالمن فردا این موقع زیر خاکن<br />
<br />
<br />
...<br />
<br />
<br />
یک صلوات برای روح آیت الله مجتهدی تهرانی(ره)</blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/85-a.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>دنیا اصلاح طلب داره ما هم اصلاح طلب داریم؟!</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/84-a.html</link>
			<pubDate>Wed, 23 Jan 2013 13:08:03 GMT</pubDate>
			<description>مملکته داریم؟! 
دنیا اصلاح طلب داره ما هم اصلاح طلب داریم؟! 
اصلاح طلبها توی تاریخ مدعی قانونگرایی اند تو ایران شاخص قانونگریزی! 
اصلاح طلبی در تاریخ...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore">مملکته داریم؟!<br />
دنیا اصلاح طلب داره ما هم اصلاح طلب داریم؟!<br />
اصلاح طلبها توی تاریخ مدعی قانونگرایی اند تو ایران شاخص قانونگریزی!<br />
اصلاح طلبی در تاریخ با انتقاد از اشرافیت شروع شد تو ایران در ائتلاف با «گردن کلفت» ها!<br />
اصلاح طلبی در تاریخ در انتقاد به آشوب و مدافع تغییرات آرام شناخته میشه، در ایران به قمه کشی و سطل آشغال آتیش زدن!<br />
اصلاح طلبی بطور کلاسیک از دنده ی راست های محافظه کار بلند شده تو ایران از چپ های سوسیالیست!<br />
اصلاح طلب ها تو دنیا در حفظ آسایش و امنیت عمومی سخت گیر ترین اند، تو ایران به اعدام آدم کش ها و متجاوز ها اعتراض میکنن!<br />
اصلاح طلبه ما داریم؟!<br />
<br />
<br />
وحید یامین پور</blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/84-a.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>توهین به مقدسات اهل سنت</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/83-a.html</link>
			<pubDate>Mon, 21 Jan 2013 15:47:32 GMT</pubDate>
			<description>کی گفته نباید به عمر فحش بدیم, ها؟ میتونیم فحش میدیم. آقا اصلا من میگم برید فحش بدید ناموسشو بکشید وسط. 
فردا بعد بیاد اشک تمساح بریزید که وای........</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore">کی گفته نباید به عمر فحش بدیم, ها؟ میتونیم فحش میدیم. آقا اصلا من میگم برید فحش بدید ناموسشو بکشید وسط.<br />
فردا بعد بیاد اشک تمساح بریزید که وای..... 200 تا شیعه رو تو پاکستان کشتند.<br />
برادر من خواهر من نشستی تو کشورت هر کاری میخای میکنی, فحش میدی لعن میکنی دست هیشکی ام بهت نمیرسه ولی عقلت نمیرسه که اگه دستشون به تو نمیرسه به شیعه های بی دفاع پاکستان و ... میرسه که.<br />
همونطور که تو دوست نداری به امامت توهین بشه به مقدسات بقیه هم احترام بذار.</blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/83-a.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>صبح امید ...</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/68-a.html</link>
			<pubDate>Tue, 11 Sep 2012 05:52:27 GMT</pubDate>
			<description>بعضی شبها که بیخوابی و دلتنگی و غمها سراغ آدم میاید، باید به صبحی جدید ایمان آورد! 
 
 
به طلوع... زمانی که سیاهی ها تمام میشود! 
 
 
وَالصُّبْحِ...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore">بعضی شبها که بیخوابی و دلتنگی و غمها سراغ آدم میاید، باید به صبحی جدید ایمان آورد!<br />
<br />
<br />
به طلوع... زمانی که سیاهی ها تمام میشود!<br />
<br />
<br />
وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ (تکویر 18)<br />
<br />
<br />
و سوگند به صبح هنگامى كه تنفس كند!<br />
<br />
<br />
چه تعبير جالبى، صبح را به موجود زنده اى تشبيه كرده كه نخستين تنفسش با طلوع سپيده آغاز مى شود، و روح حيات در همه موجودات مى دمد، گويى در زير دست و پاى لشكر زنگى شب نفسش بريده بود، و با درخشيدن اولين شعاع نور از زير چنگال او آزاد مى شود و نفس تازه مى كند!<br />
<br />
<br />
الیس صبح بقریب؟<br />
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.qurangloss.ir/uploaded/2_01347342704.jpg" border="0" alt="" /></div></blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/68-a.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>سفر یک پزشک و یک معلم</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/66-a.html</link>
			<pubDate>Mon, 13 Aug 2012 10:03:42 GMT</pubDate>
			<description>یک پزشک و یک معلم در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند.  
پزشک رو به معلم کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟  
معلم که...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore">یک پزشک و یک معلم در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. <br />
پزشک رو به معلم کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ <br />
معلم که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. پزشک دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم. معلم مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، پزشک پیشنهاد دیگرى داد. <br />
گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما می‌دهم. این پیشنهاد چرت معلم را پاره کرد و رضایت داد که با پزشک بازى کند. <br />
پزشک نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» معلم بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به پزشک داد. <br />
حالا نوبت خودش بود. معلم گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟» پزشک نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند. <br />
بالاخره بعد از ۳ ساعت، معلم را از خواب بیدار کرد و ٥٠ دلار به او داد. <br />
معلم مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. پزشک بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» معلم دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به پزشک داد و رویش را برگرداند و خوابید!!!! <br />
دم همه معلما گرمممممممممممممممممم</blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/66-a.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>**نگذارید دیگران روی شما تاثیر بگذارند!**</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/65-a.html</link>
			<pubDate>Sun, 12 Aug 2012 13:40:40 GMT</pubDate>
			<description>چند قورباغه از جنگلی عبور میکردند که ناگهان ۲ تا از آنها به داخل چاهی عمیق میفتند.بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند گودال چقدر عمیق...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore">چند قورباغه از جنگلی عبور میکردند که ناگهان ۲ تا از آنها به داخل چاهی عمیق میفتند.بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند گودال چقدر عمیق است به آن ۲ گفتند : چاره ای نیست شما به زودی میمیرید ...<br />
۲ قورباغه این حرف ها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیددند که از گودال بیرون آیند ..اما دائما قورباغه های دیگر به انها میگفتند دست از تلاش بردارید..چون نمیتوانید خارج شوید ...به زودی خواهید مرد..<br />
بالاخره یکی از ۲ قورباغه تسلیم شد و به داخل اعماق گودال افتاد و مرد..اما قورباغه دیگر حداکثر توانش را برای بیرون آمدن به کار گرفت ..بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که دست از تلاش بردار اما او با توان بیشتری تلاش کرد و بالاخره خارج شد ...<br />
وقتی بیرون آمد بقیه از او پرسیدند چطور این کار را کردی ..؟؟؟<br />
معلوم شد که قورباغه ناشنواست .. او در تمام مدت فکر میکرده که دیگران وی را تشویق میکنند....</blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/65-a.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>کمپین هتاکی ایجاد کنید...</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/64-a.html</link>
			<pubDate>Tue, 31 Jul 2012 19:24:04 GMT</pubDate>
			<description>کمپین هتاکی ایجاد کنید، بکشید، بسوزانید، توهین کنید، خاکستر بر سر پیامبر بریزید، تخریب کنید... خداوند اینگونه به شما خطاب میکند: 
 
 
يَا أَيُّهَا...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore">کمپین هتاکی ایجاد کنید، بکشید، بسوزانید، توهین کنید، خاکستر بر سر پیامبر بریزید، تخریب کنید... خداوند اینگونه به شما خطاب میکند:<br />
<br />
<br />
يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَىٰ أَنفُسِكُم (یونس 23)<br />
<br />
<br />
ای مردم بدانید هر گونه ظلم و ستمی که مرتکب شوید و هر انحرافی که از حق پیدا کنید ضرر و زیانش دامن‌گیر خود شماست.<br />
<br />
<br />
آیت جوادی آملی میفرمایند: هر کس هر کاری که می‌کند در محدوده خانه جان خود می‌کند. اگر گناه می‌کند درون این خانه چاهی کنده و آن را پُر از فاضلاب و نجاسات متعفن می‌کند و اگر عمل صالح انجام می‌دهد در حیاط این خانه باغچه‌ای پُر از گل‌های عطرآگین کاشته و پرورش می‌دهد. اما برای دیگرانی که از پشت دیوار این خانه عبور می‌کنند در نهایت دو تأثیر و حالت وجود دارد؛ یا بینی خود را گرفته و با قدری اذیت به سرعت عبور می‌کنند و یا لذتی برده و صاحب گل‌ها را دعا می‌کنند.<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><br />
<img src="http://www.qurangloss.ir/uploaded/2_01343762625.jpg" border="0" alt="" /></div></blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/64-a.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>مرگ از نگاه حضرت علی (ع)</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/61-a.html</link>
			<pubDate>Wed, 11 Jul 2012 13:27:34 GMT</pubDate>
			<description>حضرت علی (علیه السلام) فرمود : 
ای مردم همانا ایستادگان و فراریان را از مرگ گریزی نیست و هر کس به مرگ طبیعی نمیرد کشته می شود و شهادت بهترین مرگ است...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore">حضرت علی (علیه السلام) فرمود :<br />
ای مردم همانا ایستادگان و فراریان را از مرگ گریزی نیست و هر کس به مرگ طبیعی نمیرد کشته می شود و شهادت بهترین مرگ است و سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، هزار ضربه شمشیر آسانتر است بر من از مرگ در بستر.<br />
<br />
وسائل الشیعه، ج11، ص8، حدیث12 <br />
<br />
خادم الشهداء</blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/61-a.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>دست روزگار</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/60-a.html</link>
			<pubDate>Mon, 09 Jul 2012 16:28:39 GMT</pubDate>
			<description>مراقب باش؛ 
 
دست روزگار هلت میده ... 
ولی قرار نیست تو بیفتی ... 
اگر بی تاب نباشی و خودت را به آسمان گره زده باشی اوج میگیری ... 
به همین سادگی ......</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore"><font color="#2A2A2A"><span style="font-family: Segoe UI"><span style="font-family: arial">مراقب باش؛<br />
</span></span></font><br />
<font color="#2A2A2A"><span style="font-family: Segoe UI"><span style="font-family: arial">دست روزگار هلت میده ...</span></span></font><br />
<font color="#2A2A2A"><span style="font-family: Segoe UI"><span style="font-family: arial">ولی قرار نیست تو بیفتی ...</span></span></font><br />
<font color="#2A2A2A"><span style="font-family: Segoe UI"><span style="font-family: arial">اگر بی تاب نباشی و خودت را به آسمان گره زده باشی اوج میگیری ...</span></span></font><br />
<font color="#2A2A2A"><span style="font-family: Segoe UI"><span style="font-family: arial">به همین سادگی ...<br />
<br />
</span></span></font><br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up7/32011085438164486672.jpeg" border="0" alt="" /></div></blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/60-a.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>سی سال عبادت ...</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/58-a.html</link>
			<pubDate>Wed, 27 Jun 2012 18:29:16 GMT</pubDate>
			<description>*عنایت حق تعالی 
* 
 
شخصی سی سال عبادت خدا میکرد. 
شبی وقت مناجات شیطان بر وی ظاهر شد و گفت: 
بیچاره ! سی سال است ترا می بینم او را می خوانی اما...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore"><b>عنایت حق تعالی<br />
</b><br />
<br />
شخصی سی سال عبادت خدا میکرد.<br />
شبی وقت مناجات شیطان بر وی ظاهر شد و گفت:<br />
بیچاره ! سی سال است ترا می بینم او را می خوانی اما ندیده ان جوابی به تو بدهد.دیگر این خواندنت برای چیست؟<br />
نه الهامی ... نه آگاهی بر غیبی ... نه مکاشفه ای ...... نه کرامتی...<br />
...این یعنی او ترا نمی خواند.<br />
مرد لحظه ای تردید کرد و مناجات خویش قطع نمود و قبول کرد که اگر قرار بود عنایتی از سوی حضرت ربوبیت میشد تا حال یکبار شده بود پس من جایگاهی ندارم و تنها به خودم زحمت میدهم.<br />
رنج تشنگی و گرسنگی و عبادات و ریاضات و....<br />
رفت و خوابید.<br />
فرشته ای بر او ظاهر شد و گفت:<br />
ها ... امشب صدایت را نشنیدیم؟<br />
مرد گفت:<br />
این همه خواندم و شنیدی چه گفتی؟<br />
فرشته خندید و گفت:<br />
خدا سلام رساند و گفت ای بنده من این آمدنت و به نماز ایستادن و به سجده رفتن و به دعا ایستادن همه به خواست من بود و پاسخی بود بر خواندن تو .<br />
من ترا برای خودم می خواستم نه برای چیزی دیگر...<br />
مرد بیدار شد و دانست آنچه که در این سی سال بر وی گذشته بود از حال دعا و نماز تنها عنایت حق بود و بس.</blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/58-a.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>راز شب ...</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/57-a.html</link>
			<pubDate>Wed, 27 Jun 2012 18:27:42 GMT</pubDate>
			<description>شب خیز که عاشقان به شب راز کنند 
گرد در و بام دوست پرواز کنند 
هرجا که دری بود به شب بر بندند 
الا در دوست که شب باز کنند... 
التماس دعا 
 
 
تصویر:...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore">شب خیز که عاشقان به شب راز کنند<br />
گرد در و بام دوست پرواز کنند<br />
هرجا که دری بود به شب بر بندند<br />
الا در دوست که شب باز کنند...<br />
التماس دعا<br />
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.qurangloss.ir/uploaded/2_01340821631.jpg" border="0" alt="" /></div></blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/57-a.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>تو میتوانی روسری نصفه نیمه ات را ...</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/56-a.html</link>
			<pubDate>Sun, 17 Jun 2012 16:51:21 GMT</pubDate>
			<description>تو میتوانی روسری نصفه نیمه ات را هی برداری و دوباره بزاری 
میتوانی گاهی بادبزنش کنی 
میتوانی مانتوی سفید کوتاه نازک چسبان بپوشی تا گرمت نشود 
میتوانی...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore">تو میتوانی روسری نصفه نیمه ات را هی برداری و دوباره بزاری<br />
میتوانی گاهی بادبزنش کنی<br />
میتوانی مانتوی سفید کوتاه نازک چسبان بپوشی تا گرمت نشود<br />
میتوانی شلواری بپوشی که دمپایش تا صندل ات 20 سانتیمتر فاصله داشته باشد<br />
میتوانی جوراب هم نپوشی<br />
لاک هم لابد خنک کننده است<br />
بستنی هم لیس بزن روی نیمکت پارک<br />
بوی ادکلنت هم میتواند تا 10 متر پشت سرت تعقیبت کند<br />
فرض کن اینها بلد نیستند مثل تو باشند<br />
فرض کن اینها عادت کرده ا<br />
ند به این پارچه ی سیاه در این گرما<br />
فرض کن گرمشان نمیشود<br />
فرض کن تو روشنفکری و اینها امل<br />
آخر تو چه میدانی چادر ترنم عطر یاس در فضای غبار آلود دنیاست<br />
آخر تو چه میدانی حجاب خنکا و زیبایی به وجود هر دختر مینشاند<br />
تو میتوانی خوش باشی به عرق نکردن در دنیا<br />
خنکای بهشت گوارایتان دختران چادری<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="http://www.qurangloss.ir/uploaded/2_01339951802.jpg" border="0" alt="" /></blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/56-a.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>دست بند سبزش</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/55-a.html</link>
			<pubDate>Thu, 14 Jun 2012 18:16:53 GMT</pubDate>
			<description><![CDATA[روي دستبند سبزش نوشته بود: " نـــــــدا آقا سلطان!"... پيش خودم گفتم خوش به حالش ، روي يک دستبند جا شد من هر چه سعي کردم روي کل چفيه هم جا نشد بنويسم...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore"><div style="text-align: right;"><span style="font-family: tahoma"><font color="#333333">روي دستبند سبزش نوشته بود: " نـــــــدا آقا سلطان!"... پيش خودم گفتم خوش به حالش ، روي يک دستبند جا شد من هر چه سعي کردم روي کل چفيه هم جا نشد بنويسم : " محمد ابراهيم همت ،مهدي و حميد باکري ، مهدي و مجيد زين الدين ، حسن باقري ، عباس بابايي ، احمد متوسليان ، حسين خرازي ، مصطفي چمران ، مرتضي آويني ،حسين لشکري ، عباس دوران ، منصور ستاري، اسماعيل دقايقي ، عباس کريمي ، و.... گمنام ، گمنام و...</font></span></div></blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/55-a.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>آقای خامنه ای جوان ...</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/48-a.html</link>
			<pubDate>Wed, 23 May 2012 14:02:53 GMT</pubDate>
			<description><![CDATA[" يک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پيدا بکنيد که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر اين باشد که به اين ملت خدمت کند، پيدا نمى کنـيد، ايشان...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore">" يک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پيدا بکنيد که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر اين باشد که به اين ملت خدمت کند، پيدا نمى کنـيد، ايشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمينى «قدس سره»<br />
______________________<br />
<br />
<br />
سال 68 برخی افراد خطاب به آیت الله بهجت گفتند:<br />
آقای خامنه ای برای رهبر شدن جوان است! <br />
ایشان در جواب فرمودند: "همان یکبار که عمر و عثمان گفتند علی (علیه السلام ) برای رهبری جوان است برای هفت پشتمان کافیست."</blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/48-a.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>کورش کبیر عزیز</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/47-a.html</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 16:07:08 GMT</pubDate>
			<description>کورش جان از کارهای نیک تو نمیتوان چشم پوشید اما عده ای سعی دارند تو را نقطه مقابل اسلام قرار دهند . . . 
همان دینی که گر به تو عرضه میشد چه بسا که می...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore">کورش جان از کارهای نیک تو نمیتوان چشم پوشید اما عده ای سعی دارند تو را نقطه مقابل اسلام قرار دهند . . .<br />
همان دینی که گر به تو عرضه میشد چه بسا که می پذیرفتی...<br />
همان دینی که چهارچوبش خدا و دیگر گفتار، کردار و پندار نیک است. . .<br />
نمی دانم چرا ما را مجبور به الگو گیری از تو میکنند تا علی (ع) . . .؟<br />
تو بر تخت شاهی خاکها فتح کردی اما علی بر منبر چوبی دلها فتح میکرد . . .<br />
چرا سخن از بخشش تو و آزادی در انتخاب دین هست ولی کسی از بخشیدن و بخشودن علی حرفی نمی زند؟ <br />
تو شاه بودی و بخشیدی . . .<br />
تو از نظر مادی ثروتمند ترین مردمان بودی و بخشیدی . . .<br />
ولی مولایم علی و ادامه دهندگان راهش، در نهایت قناعت، بخشیدند و بخشودند . . .<br />
گرسنه بودند ولی غذای خود را به دیگری دادند . . . و . . . و . . .<br />
آری کوروش کبیر... خواب دیگر بس است برخیز و خود را از چنگ افرادی که با نام تو بر علیه خدای تو مبارزه میکنند رها کن . . .</blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/47-a.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>حدیث مهمی از امام صادق(ع)</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/46-a.html</link>
			<pubDate>Thu, 17 May 2012 19:42:23 GMT</pubDate>
			<description>امام صادق سلام الله علیه : 
 
مَن عَيَّرَ مُؤمِناً بِذَنبٍ لَم يَمُت حَتّى يَركَبَهُ  
 
كسى كه مؤمنى را براى گناهى سرزنش كند، نميرد تا خودش آن گناه...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore"><div style="text-align: right;"><span style="font-family: tahoma"><font color="#000000">امام صادق سلام الله علیه :</font><br />
<br />
<font color="#000000">مَن عَيَّرَ مُؤمِناً بِذَنبٍ لَم يَمُت حَتّى يَركَبَهُ </font><br />
<br />
<font color="#000000">كسى كه مؤمنى را براى گناهى سرزنش كند، نميرد تا خودش آن گناه را مرتكب شود </font><br />
<br />
<font color="#000000">ميزان الحكمة: ح 14854</font></span></div></blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/46-a.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>خاطره اي از کريستين امان پور</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/31-a.html</link>
			<pubDate>Fri, 09 Mar 2012 03:55:15 GMT</pubDate>
			<description>*اطره اي از کريستين امان پور* 
 
يکبار يادم هست در نيويورک خواستم در فرصت يک دقيقه اي با لري کينگ مصاحبه کنم.به چشم بر هم زدني نشستم مقابلش و خيلي...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore"><div style="text-align: center;"><b>اطره اي از کريستين امان پور</b><br />
<br />
<div style="text-align: right;"><font color="#333333"><span style="font-family: tahoma">يکبار يادم هست در نيويورک خواستم در فرصت يک دقيقه اي با لري کينگ مصاحبه کنم.به چشم بر هم زدني نشستم مقابلش و خيلي تند سوالم را پرسيدم.لري کينگ آمدجواب بدهد که خانم کريستين امان پور پريد وسط ماجرا.گفت:"اين کار شما خيلي غير حرفه ايست آقاي نجف زاده!شما بايد اول با دفتر سي ان ان در فلان جا هماهنگ کنيد.امکان ندارد بگذارم مصاحبه کنيد".بعدبلند نچ نچ مي کرد و مي خواست ما را بلند کند.يک خانم ديگري هم که فارسي زبان بود و همکارش با کمال احترام به خانم امان پور هر چه او مي گفت تکرار مي کرد و من محکم به صندلي ام چسبيدم.بعد از لري کينگ خواستند بلند شود و بدون هماهنگي حرفي نزند.پيرمرد تحويل نگرفت.<br />
گفتم ببخشيد ديگر ما حرفه اي نيستيم خانم.همين شکلي هستيم .دوباره سوالم را پرسيدم.لري کينگ اينقدر پيرمرد خوبي بود.قشنگ جواب داد.<br />
<br />
بخواهي هماهنگ کني يا هيچ وقت يا وقتي ديگر دير شده به مقصد مي رسي.من بارها تجربه کردم.صدبار با دفتر شيراک تماس گرفتم و بارها نامه دادم نشد.تا اينکه در يک نمايشگاه کشاورزي گيرش آوردم.گرچه محافظ هاي شيراک حسابي از خجالتم در آمدند وقتي مي خواستم از اصل غافلگيري استفاده کنم.سوالم را به زور پرسيدم. شيراک هم جواب کوتاهي داد.تمام تنم کبود شداما مصاحبه را گرفتم.<br />
 مدير برنامه ها مي گويند راه اين است،چاه اين است...تو بايد از راه دگر بروي برادر!با مسي هم همين شکلي مصاحبه کردم.بايد از اصل غافلگيري استفاده کردبا کانتونا نشد.با زيدان نشد.با سارکوزي نشد.نامه نگاري هاي ما همه بيهوده بود.گرچه خبرنگارهاي غربي لب تر کنند با رييس جمهور ايران مصاحبه مي کنند.<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.najafzadeh.ir/weblog/22.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<a href="http://www.najafzadeh.ir/weblog/archives/post_155.php" target="_blank">http://www.najafzadeh.ir/weblog/archives/post_155.php</a></div><br />
<br />
</span></font></div></div></blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/31-a.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>زمین لرزه</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/11-a.html</link>
			<pubDate>Sun, 22 Jan 2012 13:22:39 GMT</pubDate>
			<description>گاهی خدا برای اینکه به ما آدمهای فراموشکار .... یادمون بندازه مرگ رو ... ترس از نتیجه اعمال بدمون رو .... نعمت امنیت رو ...یه تکونهایی بهمون میده...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore"><div style="text-align: right;"><font color="#0000CC">گاهی خدا برای اینکه به ما آدمهای فراموشکار .... یادمون بندازه مرگ رو ... ترس از نتیجه اعمال بدمون رو .... نعمت امنیت رو ...یه تکونهایی بهمون میده ..... که بهش میگن زمین لرزه<br />
<br />
</font><br />
<font color="#660099"><font color="#333333"><font size="4">نماز آیاتی که میخونیم ... 10 مرتبه ای که رکوع میکنیم ...کرنش میکنیم یعنی خدایا چشم .... هر چی تو بگی ... تو خدای مائی .... ببخش که این یادمون میره</font></font></font><br />
<font color="#0000CC"><font color="#333333"><font size="4"><br />
</font></font></font><br />
<font size="4"><font color="#333333"><font color="#990099">دعا کنیم ... همه رو ....</font></font></font><font size="4"><font color="#333333"><font color="#990099">... برای خدا ....</font></font></font><font size="4"><font color="#333333"><font color="#990099"> تا بلا از همه مون دفع بشه</font></font></font><br />
<br />
</div><a href="http://takrim.blogfa.com/post-1603.aspx" target="_blank">http://takrim.blogfa.com/post-1603.aspx</a></blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/11-a.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>کانون تفسیر قرآن جدید - حتما بخونید!!!</title>
			<link>http://www.qurangloss.ir/members/-/1-a.html</link>
			<pubDate>Sat, 07 Jan 2012 18:38:43 GMT</pubDate>
			<description>با سلام 
 
بالاخره پس از چندین روز تلاش شبانه روزی، برنامه ی سایت رو به VBulletin منتقل کردیم. که خوشبختانه به خوبی انجام شد. 
 
فقط کاربرانی که هنوز...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore">با سلام<br />
<br />
بالاخره پس از چندین روز تلاش شبانه روزی، برنامه ی سایت رو به VBulletin منتقل کردیم. که خوشبختانه به خوبی انجام شد.<br />
<br />
فقط کاربرانی که هنوز در کانون جدید، وارد سایت نشدن، باید برای ورود، رمز عبورشون رو بازیابی کنند.<br />
<br />
چندتا نکته هست که ضروری میدونم بگم :<br />
<br />
1 - کارایی سایت جدید، دقیقا مثل قبل هست و فرقی خاصی نداره.<br />
<br />
2 - یکی از ویژگی هایی که اضافه شده، وبلاگ هست. که هر کاربر میتونه برای خودش در وبلاگش مطلب بزاره. قالب وبلاگ رو هم هر کسی میتونه دلخواه خودش تنظیم کنه.<br />
<br />
3 - قالب پروفایل هر کاربر نیز به دلخواه قابل تغییر است.<br />
<br />
4 - به جای دکمه تشکر، دکمه "پسند" رو قرار دادم.<br />
<br />
5 - نحوه امتیاز گیری فرق کرده. بستگی به تاریخ عضویت و تعداد ارسال و تعداد پسند دریافتی داره.<br />
<br />
6 - همچنان به قوانینی که قبلا بود و الان نیز پا برجاست، پایبند باشید.<br />
<br />
7 - در پایین صفحه ی انجمن، آمار مطالب و کاربران هست که با آماری که در سایت قبلی بود فرق داره. به قسمت های مختلفش دقت کنید.<br />
<br />
8 - در هر کجای سایت که مشکلی مشاهده کردید، حتما به من بگید.<br />
<br />
اگر نظری دارید، حتما بگید.<br />
<br />
یا حق!</blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.qurangloss.ir/members/-/1-a.html</guid>
		</item>
	</channel>
</rss>
